حمد الله مستوفى قزوينى

347

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

حرب سپاه مختار با لشكر عبيد اللّه زياد « 1 » وز اين‌رو عبيد اللّه ابن زياد * به فرمان روان شد به كردارِ باد كه در كوفه جويد ز مختار جنگ * بَر او بركُند كار يكباره تنگ روان اندر آنجا كُند جوىِ خون * چو بر قتل عثمان بُدند رهنمون ( 326 ) 35 چو آورد نزديك كوفه سپاه * شدند قوم عيلان « 2 » از او رزمخواه بَسى لشكرى شد تباه از دو سو * سوى موصل آمد از آن جنگ او سپاهى به رسم يزك پيشتر * فرستاد جنگى و پرخاشخر ربيعه ز تخمِ مخارق « 3 » سپاه * به حُكمش روان كرد بر روى راه ز كوفه به پيكارشان همچنين * سپه كرد مختارِ جنگى گزين 40 يزيد انس بُد بر آن قوم سر * برفتند آن لشكرِ نامور به هم بازخوردند هردو يزك * برآمد خروشِ سپه بَر فلك يزيد انس بود نالان به تن * به ورقا « 4 » سپرد آن بزرگ انجمن بكوشيد ورقا در آن كارزار * برآمد ز شامى به جنگش دمار گريزنده شد شامى از كارزار * اسيران گرفتندشان بىشمار 45 يزيد انس گرچه پيروز گشت * ولى هم در آن رزمگه درگذشت فرستاد ورقا به مختار مرد * از اين كارها زودش آگاه كرد فرستاد پاسخ همانجا بمان * كه لشكر فرستم به يارى دَمان از آن پس سپاهى گران برگزيد * كه شايستهء كارِ پيكار ديد قتل عمر سعد و شمر و قاتلان حسين به سعى مختار براهيم بن مالك اشترى * بر آن قوم بودش رهِ مهترى

--> ( 1 ) عنوان . در اصل : عبد اللّه زياد . ( 2 ) ( ب 35 ) . در اصل : قوم غيلان . ( 3 ) ( ب 38 ) . در اصل : ز تخم محارق . : ربيعة بن مخارق غنوى . ( 4 ) ( ب 42 ) . : ورقاء بن عازب الاسدى النخعى .